
تحقیقات زیادی درباره مطالعات امکان سنجی انجام شده که نشان می دهد 7 اصل مهم برای مطالعات امکان سنجی در پروژه های جدید و پیچیده را باید مدنظر داشت. داشتن دیدگاه انتقادی نسبت به توانایی های سازمان، اصل پنجم است.
برای دانستن اینکه 7 اصل مهم در مطالعات امکان سنجی پروژه های پیچیده کدامند با این مطلب از مهندسین مشاور نوآوران هم اندیش طرح و توسعه همراه باشید. گفتنی است این مطلب در بخشهای مختلف به تدریج در این وبسایت منتشر خواهد شد.
پیش از این در مقالاتی به مقدمات مربوط به تشریح 7 اصل مهم برای مطالعات امکان سنجی پرداختیم و در این مقاله اصل پنجم از هفت اصل را توضیح خواهیم داد.
اصل پنجم: داشتن دیدگاه درونی انتقادی از قابلیت های سازمانی
همانطور که دنیکول، دینگل، ادکیز، وینچ، لیرینگر و همکاران گفته اند، درک توانایی سازمان برای تعریف، پیاده سازی و بهره برداری از دارایی های تحویل داده شده از طریق پروژه ها جنبه ای حیاتی از مدیریت پروژه و پورتفولیو (Portfolio) است.
حتی در بررسی خوشه مرجع موجود، شواهدی مبنی بر اجرای موفقیت آمیز پروژه توسط سازمان، دلیل قطعی تلقی نمی شود که بر اساس آن، سازمان دیگری بتواند همان نتیجه را تکرار کند. به همین دلیل، چارچوبهای مطالعات امکانسنجی معمولاً شامل قابلیتهای سازمان برای پیادهسازی و سپس حفظ شرایط آرمانی پروژه بهعنوان یک گلوگاه حساس تحلیل میشوند. بنابراین همانطور که ادکینز و همکاران گفته اند تحلیلگران باید در نظر بگیرند که پیشنهادی برخاسته از مطالعات امکان سنجی شما چطور امکان دارد با شایستگی های اصلی داخلی سازمان مرتبط باشد. در نظر داشتن این شایستگی ها در مراحل بعدی به شما نشان خواهد داد با سازمانی بالغ طرف هستید یا کارفرمای شما یک سازمان/فرد تجاری نابالغ است.
مراقب غفلت از عوامل خطرآفرین باشید
لوکای و همکاران تاکید کرده اند ممکن است تحلیلگران فنی متمرکز از عوامل سازمانی که به احتمال زیاد موفقیت پروژه را به خطر می اندازند، غفلت کنند. به همین دلیل وینچ و لیرینگر معتقدند معمولاً باید مدل بلوغ مدیریت پروژه را بررسی کرد و از آن به عنوان یک اعلان هشدار برای سنجش عدم غفلت از عوامل خطرساز استفاده نمود.
دنیکول و همکاران تاکید دارند اتکا به قابلیت های خارج از سازمان، مانند مشاوران و تامین کنندگان، نشان دهنده یک خطر اساسی برای سازمان مالک پروژه است، به خصوص اگر روابط دوستانه و همکاری احتمال داشته باشد در طول اجرای پروژه بنا به دلایل مختلفی مانند دلایل تجاری یا رقابت به خصومت تبدیل شوند.
عواملی که باعث تشدید به خطر افتادن پروژه می شود
همانطور که بهرنز، هاورنگ، وینچ و لرینگر گفته اند هنگامی که سازمان مالک پروژه در توسعه منابع داخلی خود ناکارآمد باشد، مضرات خروج اطلاعات از سازمان و عدم قابلیت دستیابی به داده های مربوط به مطالعات امکان سنجی می تواند تشدید شود. بنابراین یک مطالعه امکان سنجی باید قابلیت ها، دانش و شایستگی های سازمانی مربوط به برنامه ریزی، ارزیابی های پیشین، اجرا و عملیات پیشنهادی را به طور انتقادی ارزیابی کند.
سازمان را با سئوالات تحقیقاتی بمباران کنید
برخی سئوالات باید در این مرحله تدوین شود و به آنها مستقلا و واقعگرایانه پاسخ گفت. لوچ، جعفری، شپرد، پورتر، کاستروجیووانی، لوچ و دیگران پیشنهاد کرده اند سئوالاتی از این دست طرح شود:
آیا سازمان مزیتی در ارزیابی مطالعات امکان سنجی پروژه دارد؟
سازمان چه مزیت های تخصصی یا اطلاعاتی نسبت به بازار دارد؟
آیا سازمان از طریق فعالیت های موجود خود مجموعه داده منحصر به فرد، دانش ایجاد شده، یا سطح درک در مورد عدم قطعیت ها دارد که بتواند یک قابلیت منحصر به فرد برای درک مطالعات امکان سنجی پروژه ارائه دهد؟
آیا در مرحله اجرا سازمان مزیتی در اجرای پروژه دارد؟
پروژه موجود چقدر شبیه به سرمایه گذاریهای معمول است؟
آیا این پروژه می تواند در ماژول های مجزا اجرا شود؟
در عملیات اجرایی و مراحل بعدی، آیا سازمان مزیتی در عملیات ابتکاری در حین اجرا دارد؟
آیا این ابتکار زمانی که عملیاتی شود می تواند مزیت های رقابتی منحصر به فردی را به همراه داشته باشد؟
آیا سازمان تونایی توسعه قابلیت های داخلی خود را به نحو موثر دارد؟
آیا احتمالاً پروژه شرایطی را برای یادگیری سازمانی افزایش می دهد؟
آیا پروژه باعث می شود تجربه سازمان در انتخاب کردن و تصمیم گیری بهبود یابد؟
تفاوت سازمانهای بالغ و نابالغ در پاسخگویی به سئوالات انتقادی
سازمانهای نابالغ ممکن است در برابر یافتههای منفی در مورد قابلیتهای خود مقاومت کنند، بهویژه اگر این یافتهها با روشهای نهادینه شده در سازمان، پیشتصورات و سوگیریهای مدیران (مالکان) در تضاد باشد. در این شرایط است که بازرمن و چوگ می گویند سازمانهای نابالغ ممکن است یک چشم انداز درونی آرمانی داشته باشند که مهارت های رقابت با دیگران را کاهش می دهد.
از این رو، همانطور که دل کانو و مایر می گویند توانایی یک سازمان برای واقع بینانه بودن در مورد قابلیت های خود برای ارزیابی دقیق مطالعات امکان سنجی پروژه ضروری است. لووالو، کانمن و استولسنسا تاکید دارند صاحبان پروژههایی که پروژههای پیچیده و بدیع را اجرا میکنند باید در جستجو و پذیرش اخبار بد برای تصمیمگیری واقعبینانه منظم باشند.
در سازمانهای نابالغ، منتظر اخراج باشید
بنابراین، به تعبیر لنفل، صاحبان پروژه با بلوغ سازمانی پایین یا فرآیندهای بسیار سفت و سخت و نامنعطف، ممکن است از اخراج کردن تیمهای مطالعاتی که در مراحل اولیه پروژههای بسیار خلاقانه و متفاوت از سلسله مراتب سازمان کار میکنند، سود ببرند و این را به حساب عبور از موانع انجام بگذارد. ولی تجربه نشان داده است سازمانی که امکان مطالعات امکان سنجی خلاقانه در آن نیست در مراحل بعدی اجرای پروژه به مشکلات زیادی برخواهد خورد.
کما اینکه لوچ، وینچ و لیرینگر هم گفته اند اینکه چگونه یک سازمان از مطالعات امکان سنجی به عنوان بخشی از یک سیستم گسترده تر توسعه دانش، ظرفیت سازی و مدیریت پورتفولیو استفاده می کند، یک ویژگی اساسی ظرفیت و بلوغ سازمانی شمرده می شود.
در قسمتهای بعدی به تشریح ادامه اصول مربوط به مطالعات امکان سنجی در پروژه های پیچیده و جدید خواهیم پرداخت.
از شما دعوت می کنیم در صورتی که این مقاله از مهندسین مشاور نوآوران هم اندیش طرح و توسعه را مفید یافتید آن را در شبکه های اجتماعی همرسانی کنید تا دیگران هم از آن استفاده کنند.