
برخی از تبلیغات اینترنتی می گوید سرمایه گذاری با سود ۵۰ درصد را دنبال کنید. آیا این موضوع واقعیت دارد؟
ما به چقدر سود از کسب و کار یا سرمایه گذاری خود قانعیم؟ آیا می توانیم یک سرمایه گذاری خوب با سود ۵۰ درصد داشته باشیم؟ آیا می توان امیدوار بود در شرایط فعلی بازار، بتوان سود حلال از سرمایه گذاری برد و با سود 50 درصد کسب و کار کرد؟
این ها سئوالاتی است که مهندسین مشاور نوآوران هم اندیش طرح و توسعه سعی دارند در این مقاله به آنها جواب دهند. با ما همراه باشید.
معنی درصد سود چیست؟
در این مقاله قصد داریم به زبان بسیار ساده معنی درصد سود را برای خوانندگان بیان کنیم. بنابراین اگر به زبان پیچیده ریاضیات و اقتصاد می خواهید به جواب سوالات بالا برسید، در این مقاله از آن خبری نیست. معنی مفاهیم پیچیده را باید در ساده ترین کلمات بیان کرد تا احیانا مشکلات بعدی به وجود نیاید.
حالا بیایید نگاهی به معنی سود و درصد سود بیندازیم. ممکن است کسی بگوید من کالایی راخریدم (مثلا پفک) و 100 تومان دادم و 100 بسته پفک خریدم و بعد از مدتی، این پفکها را به 150 تومان فروختم و 50 تومان سود کردم. در نتیجه، من 50 درصد سود کردم.
این ظاهر قضیه است، آیا به واقع، این فرد در کسب و کار خود 50 درصد سود کرده است؟ قطعا خیر!
سود که منظور ما در این مقاله سود خالص است، به معنی منفعت و نفعی است که پس از محاسبه تمام هزینه ها باقی می ماند. به این معنی، نمی توان گفت که سود با درآمد یکسان است. فردی که در بالا مثال زدیم، 150 تومان درآمد داشته که 100 تومان از این درآمد، سرمایه اولیه او بوده است. آیا هزینه هایی که او انجام داده است، به همین 100 تومان منحصر می شود؟ مساله همین جاست. بیایید هزینه هایی که این فرد انجام داده را یک بار دیگر مرور کنیم:
100 تومان هزینه اولیه خرید پفک
3 تومان خرید حمل و نقل به انبار
1 تومان هزینه اجاره انبار
1 تومان هزینه آب و برق انبار
1 تومان هزینه جستجو برای یافتن مشتری
2 تومان دستمزد خرده فروشی پفک ها
2 بسته پفک هم نم کشید و از بین رفت و جزو ستون ضررها باید محاسبه شود.
بیایید ببینیم این فرد در چند وقت (چندماه-چند هفته-چند سال) این پفکها را فروخته است. بگذارید مثال بزنیم این فرد در یک ماه پفکها را فروخته است.
تورم در این یکماه 4 درصد بوده است، (سالانه 48 درصد) یعنی این فرد به خودی خود، در این یک ماه، 4 تومان هزینه (ضرر) تورم را داده است و خودش نمی داند.
با این حساب، قدرت خرید 100 تومانی که او در اول ماه برای خرید پفکها داشت، در آخر ماه که پفکها را فروخت، 4 درصد کمتر شده است. این یعنی یک هزینه 4 تومانی برای تورم.
از همه مهمتر، هزینه فرصت یا cost opportunity failure است. یعنی باید حساب کنیم در بازارهای مشابه، این فرد می توانست با 100 تومان چه کالای دیگری با چه حاشیه سودی بخرد و بفروشد که درآمد بیشتری کسب می کرد. فرض کنیم او می توانست با این 100 تومان، 10 کیلو آهن بخرید و در یک ماه، آهنها را به 200 تومان بفروشد. یعنی 100 تومان اضافه بر سرمایه اولیه خود دریافت می کرد. این 100 تومان در مقابل آن 50 تومان که از محل فروش پفکها درآورده است، قرار می گیرد و هزینه فرصت این فرد 50 تومان می شود. به این ترتیب هزینه فرصت را باید در شرایط مقایسه ای با سایر کسب و کارها نگاه کرد.
حالا یکبار دیگر هزینه های این فرد که در کسب و کار فروش پفک فعال است را جمع می بندیم و (سوای هزینه فرصت) به عدد 14 تومان هزینه می رسیم. یعنی این فرد 50 تومان بیشتر درآورده که 14 درصد از آن، هزینه شده است. یعنی سود خالص او در این مدت یک ماه، بالغ بر 36 درصد شده است.
در مسایل اقتصادی بین 36 درصد و 50 درصد فاصله بسیار بسیار زیاد است. برای همین باید در نظر داشت معنی سود را باید به خوبی دریافت.
زمان، سرمایه بازگشت ناپذیر در هر سرمایه گذاری
نکته بعدی، عنصر زمان است. در مثال فرد پفک فروش، ما فرض کردیم او پفکهایی را خریده است در یک ماه فروخته است. اگر این فرد، به هر دلیل مانند خرابی بازار، زیاد شدن دست در کسب و کار پفک فروشی، بیماری، مشکلات قانونی و مجوز و پروانه کسب و کار و نظایر آن، نتوانست این پفکها را بفروشد، در ماه اول او باید 14 تومان هزینه بدهد، در ماه دوم هزینه او به 28 تومان می رسد، در ماه سوم هزینه او 42 تومان خواهد شد و پس از آن تقریبا این فرد در ضرر حرکت می کند. یعنی از ماه سوم به بعد اگر او نتواند پفکهایش را بفروشد، در صورتی که با سود 50 درصد کمتر بخواهد بفروشد، ضرر خواهد کرد.
این فرد دو راه دارد: اول: پفکها را گرانتر بفروشد که عملا ممکن نیست چون بازار یک حد و اندازه ای کشش دارد و کسب و کارهای رقیب اجازه نمی دهند شما گران بفروشید چون آنها که ارزانتر می فروشند، برنده هستند.
راه دوم: فرد باید با ضرر پفکهایش را رد کند و دیگر دنبال این کسب و کار نرود. این همان موضوعی است که می گویند جلوی ضرر را از هرجا که بگیرید منفعت است.
حالا برگردیم به عنصر زمان در سود 50 درصدی. آیا کسی که مدعی است سرمایه گذاری با سود 50 درصد را برای تضمین می کند، عنصر زمان را به حساب می آورد؟ آیا ماهانه به شما 50 درصد سود می دهد یا سالانه؟ اگر سالانه به شما سود 50 درصد بدهد که عملا شما به دلیل تورم رسمی 47.5 درصدی در حاشیه ضرر حرکت می کنید و با توجه به هزینه هایی که دارید، هیچ سودی که نمی برید، بلکه در حال زیان مخفی هستید.
اگر این فرد ماهانه قول سرمایه گذاری با سود 50 درصد سود رابه شما می دهد، قرارداد رسمی و محکم ببندید و بعد که چنین چیزی محقق نشد، از او ادعای ضرر و زیان کنید چون با این شرایط بازار رسیدن به سود ماهانه 50 درصد یعنی سالانه 600 درصد در سود حرکت کردن که دروغی است عظیم!
یک بار دیگر مقاله مهندسین نوآوران هم اندیش طرح و توسعه را بخوانید. به هر کسی که گفت سرمایه گذاری با سود 50 درصد را تضمین می کند، اعتماد نکنید. واقعیت های بازار، بسیار خشن و گویا هستند.